نشستن
مدتی است که نتونستم بیام وبت روآپ کنم . آخه اصلافرصتی برام نمی گذاری همش باتومشغول هستم ولی بالاخره امروزاومدم تابرات بنویسم . حدودده روزی است که بدون کمک کردن می نشینی البته گاهی اوقات زمین هم می افتی . شیطون ترازقبل شدی ازهرچیزی می گیری تابلندبشی وبلندمیشی . بدون کمک کسی آفرین دخترم . قربون اون نگاه قشنگت ماه منی دخترم گل سرمامان روول کن ببین چه گوگولی های نازی داری عاشقتم قربون اون خنده هات مشغول فکرکردن برای خرابکاری ...
نویسنده :
مامان ندا
14:27
هفت ماه وهفت روز
دخترنازم رادیروزبردیم دکتربرای چکاب ماهانه . البته یک هفته زودتربردیم چون همش نق میزدی وغذاوشیرهم نمیخوردی . اب هم که مطلقادوست نداری ومن به زورقطره چکان به دهانت می ریزم . به همین دلیل مجبورشدیم زودترببریم . دکترگفت ممکن است عفونت ادرای داشته باشدوبه همین دلیل بی اشتهاشده وبرایت آزمایش ادرارنوشت . من خیلی ناراحت شدم امادکترگفت این امردردختران طبیعی است . حالابایدروزشنبه ادرارت رابرای آزمایش ببرم ازمایشگاه . ان شالله که هیچی نیست وتوصحیح وسالم هستی . وزنت دراین ماه 7700شده بودکه دکترگفت بچه تپلی نیستی وهرچه دوست داری غذاوشیربخوری واصلااصرارنکنم . هرروزشیطون ترازقبل میشی وکنترل کردنت هم سخت شده . هرچیزی رامی بینی زودآنرامی چسبی...
نویسنده :
مامان ندا
23:42
قاب عکس
هفت ماهگی
دختر زیبای من امروزواردهفت ماهگی شدی . روزهاوشبهای زیادی راباهم می گذرونیم که اصلاجزوروزهای عمرم حساب نمیشه . دوستت دارم عمرمامان ، فرشته زیبای من . هرچی بگم ازدوست داشتن وعشقم بازم کم گفتم. هرروزباهم کلی می رقصیم وتوخوشت میادوکلی میخندی. اگه دلت نخوادکه غذابخوری زودانگشت شصتت روبه عادت اینکه خوابت میادمیکنی توی دهنت تابهت غذاندم . یاباپاهایت می خواهی بزنی ظرف غذاروبرگردونی . خواب شبت منظم شده . بین ساعات 11تا1نیمه شب می خوابی تا8صبح . اماسحرخیزهستی وزودبیدارمیشی. چهاردست وپامی ری وخیلی خطرناک شدی . یک لحظه هم نمی توانم تنهایت بگذارم پیشت می نشینم وباهات بازی می کنی . جدیدادستت رامی گیری به هرچیزی تابلندبشی . فکرکنم به همین...
نویسنده :
مامان ندا
19:33








