نوژان نفس من نوژان نفس من ، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره
ژوان جون ژوان جون ، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

نوژان نفس مامان وبابا

نشستن

مدتی است که نتونستم بیام وبت روآپ کنم . آخه اصلافرصتی برام نمی گذاری همش باتومشغول هستم ولی بالاخره امروزاومدم تابرات بنویسم . حدودده روزی است که بدون کمک کردن می نشینی البته گاهی اوقات  زمین هم می افتی . شیطون ترازقبل شدی ازهرچیزی می گیری تابلندبشی وبلندمیشی .  بدون کمک کسی آفرین دخترم .   قربون اون نگاه قشنگت   ماه منی دخترم   گل سرمامان روول کن ببین چه گوگولی های نازی داری     عاشقتم           قربون اون خنده هات   مشغول فکرکردن برای خرابکاری   ...
18 شهريور 1392

هفت ماه وهفت روز

دخترنازم رادیروزبردیم دکتربرای چکاب ماهانه . البته یک هفته زودتربردیم چون همش نق میزدی وغذاوشیرهم نمیخوردی . اب هم که مطلقادوست نداری ومن به زورقطره چکان به دهانت می ریزم . به همین دلیل مجبورشدیم زودترببریم . دکترگفت ممکن است عفونت ادرای داشته باشدوبه همین دلیل بی اشتهاشده وبرایت آزمایش ادرارنوشت . من خیلی ناراحت شدم امادکترگفت این امردردختران طبیعی است . حالابایدروزشنبه ادرارت رابرای آزمایش ببرم ازمایشگاه . ان شالله که هیچی نیست وتوصحیح وسالم هستی . وزنت دراین ماه 7700شده بودکه دکترگفت بچه تپلی نیستی وهرچه دوست داری غذاوشیربخوری واصلااصرارنکنم . هرروزشیطون ترازقبل میشی وکنترل کردنت هم سخت شده . هرچیزی رامی بینی زودآنرامی چسبی...
7 شهريور 1392

هفت ماهگی

دختر زیبای من امروزواردهفت ماهگی شدی . روزهاوشبهای زیادی راباهم می گذرونیم که اصلاجزوروزهای عمرم حساب نمیشه . دوستت دارم عمرمامان ، فرشته زیبای من . هرچی بگم ازدوست داشتن وعشقم بازم کم گفتم. هرروزباهم کلی می رقصیم وتوخوشت میادوکلی میخندی. اگه دلت نخوادکه غذابخوری زودانگشت شصتت روبه عادت اینکه خوابت میادمیکنی توی دهنت تابهت غذاندم . یاباپاهایت می خواهی بزنی ظرف غذاروبرگردونی . خواب شبت منظم شده . بین ساعات 11تا1نیمه شب می خوابی تا8صبح . اماسحرخیزهستی وزودبیدارمیشی. چهاردست وپامی ری وخیلی خطرناک شدی . یک لحظه هم نمی توانم تنهایت بگذارم پیشت می نشینم وباهات بازی می کنی . جدیدادستت رامی گیری به هرچیزی تابلندبشی . فکرکنم به همین...
2 شهريور 1392